دست نوشته های روزالیند فرانکلین

چه فرقی داره روزالیند باشم یا شاخه نبات حافظ یا معشوقه سعدی :)

دست نوشته های روزالیند فرانکلین

چه فرقی داره روزالیند باشم یا شاخه نبات حافظ یا معشوقه سعدی :)

  • ۰
  • ۰

دفتر پلنر

Related image

اواخر مهر 96 بود که رفتم یکی از شعب فروشگاه فرهنگ و یه دفتر پلنر خیلی چشم نواز دیدم و خریدمش... اینقده قشنگ بود که دوست نداشتم چیزی توش بنویسم.. مخصوصا که حالمم خیلی بد بود و کلا اون روزها برنامه ای هم نداشتم و متاسفانه پلنر باارزش تر بود نسبت به روزهای اون زمان که بخوام خط خطیش کنم... یکم با خودم کلنجار رفتم دیدم نه باید یه چیزی توش بنویسم که لااقل مالکیتش اثبات بشه و کسی نتونه بزنه زیر بغلش بره :)) یا اگه زد زیر بغلش برد سفید سفید نباشه و یه نشونه هایی از صاحب قبلیش توش باشه که  کوفتش بشه :)) خلاصه یه روان نویس درآوردم و خیلی بی هوا شروع کردم به نوشتن بهترین حالت از سال آینده.

جمله ام این طوری شروع میشد: " امروز دقیقا یکسال از مهرماه 1396 میگذره. من در این مدت تغییرات بزرگی کردم...

بعد شروع کردم تمام ایده آل هامو نوشتم.. مثلا نوشتم "به آرامش نسبی رسیده ام، متمرکز هستم و انرژی مثبت بیشتری دارم" شرایط مالی ، درسی، مهارت ها و .. نوشته شدند.

این دفتر رها شد و رفت به امان خدا.. بعد از عید داشتم آزمایشگاه رو تمیز میکردم چشمم خورد بهش بازش کردم دیدم ای جان چقدر بعضی چیزاش درست شده... چقدر عالی.. خدایا شکرت... یه سری چیزاش هم مونده که باید بهش برسم... کمتر از 5 ماه دیگه فرصت دارم.. امیدوارم برسم بهشون.

ایمان داشته باشیم به خودمون، به خدای خودمون.. در سخت ترین شرایط، در سیه چهره ترین روز.. بدونیم که یه روزی میاد به خودمون افتخار میکنیم.

پ.ن : به خودم افتخار میکنم که شش ماه گذشته رو  که در بدترین شرایط بودم به بهترین نحو سپری کردم و یه بار دیگه این شعر قیصر امین پور رو با خودم زمزمه میکنم

گاهی گمان نمیکنی ولی خوب میشود
گاهی نمیشود که نمیشود که نمیشود
گاهی بساط عیش خودش جور میشود
گاهی دگر تهیه بدستور میشود
گه جور میشود خود آن بی مقدمه
گه با دو صد مقدمه ناجور میشود
گاهی هزار دوره دعا بی اجابت است
گاهی نگفته قرعه به نام تو میشود
گاهی گدای گدایی و بخت با تو یار نیست
گاهی تمام شهر گدای تو میشود
گاهی برای خنده دلم تنگ میشود
گاهی دلم تراشه ای از سنگ میشود
گاهی تمام آبی این آسمان ما
یکباره تیره گشته و بی رنگ میشود
گاهی نفس به تیزی شمشیر میشود
از هرچه زندگیست دلت سیر میشود
گویی به خواب بود جوانی مان گذشت
گاهی چه زود فرصتمان دیر میشود
کاری ندارم کجایی چه میکنی
بی عشق سر مکن که دلت پیر میشود



  • ۹۷/۰۳/۰۷
  • روزالیند فرانکلین

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی