دست نوشته های روزالیند فرانکلین

چه فرقی داره روزالیند باشم یا شاخه نبات حافظ یا معشوقه سعدی :)

دست نوشته های روزالیند فرانکلین

چه فرقی داره روزالیند باشم یا شاخه نبات حافظ یا معشوقه سعدی :)

نگارنده در مورد مطالبی که ادعا میکند هیچ ادعایی ندارد چه برسد به این سطور که هیچ ادعایی در موردشان ندارد.:)

کلمات کلیدی
  • ۰
  • ۰

Image result for drunk professor

به حول و قوه الهی تز من وارد مسیری شده کاملا دهن صاف کن ... یه جوری ریاضی طور که دوستای ریاضی م هم دارند برام دل میسوزونن... سه ماهه دارم زور میزنم بفهمم.. بعد چند بارر خوندن بالاخره فهمیدم کلیات رو.. اما جزییات رو نه... رفتم پیش استادم گزارش شفاهی بدم.. کاربردهای اون قسمت ریاضی رو که خوندم به صورت کاملا تخیلی روی بقیه رشته م گفتم... که چه چالش هایی داریم در یه زمینه هایی و با این قسمت ها چطور میشه حلش کرد و ساده ترش کرد.. فقط تخیل بود و البته اگه کار بشه روش و یکم تحقیق بشه هر کدومش یه تز دکترای خوب در میاد از توش(خوب که میگم  یعنی دانشجو دکترا هشت سال بمونه کار کنه و کلی فحش بده به استادش هر روززز پنج وعده)... استادمم گفت که باریکلا الان داری یه چیزایی می فهمی و از نظر من الان ثابت کردی که پی اچ دیتو گرفتی.. حالا پاشو این مثالهایی که زدی رو پیاده کن ... تبدیلش به مقاله کن... تا یک سال دیگه پنج تا مقاله بده... بعدشم یه کاری کن همین جا هیئت علمی شی...

در تمام موارد من سرم رو تکون میدادم و میگفتم بله بله. یه جوری که انگار من غول چراغ جادو هستم و میتونم خواسته هاشو در یه چشم بر هم زدن عملی کنم. آخرش دیدم درست نیست دیگران استادمو توی وضعیت های ببینن آبرومون میره...این شد که بهش گفتم مقاله و اینا برام خیلی مهم نیس من که میخوام خونه دار شم... منو از همون ارتفاع های آفیسش پرت کرد صحن دانشکده :))


  • روزالیند فرانکلین
  • ۰
  • ۰

مدرسه رفتن رو خیلی دوست داشتم.. الان نه... الان حتی دوست ندارم یه ورکشاپ یک روزه برم.. برام راحت نیست که بشینم یه جا و مدرس تصمیم بگیره کی و کجا و چه طور مطلب رو بهم یاد بده.. 

یه جورایی شبیه فیلم دیدن هست.. شما توی سینما کنترل نور صدا تصویر رو ندارید نمیتونید اگه جایی رو متوجه نشدید به عقب بزنید یا جاهایی که حوصله تون سر رفته بزنید جلو بره اما توی خونه شما ارباب خودتون هستید.

یه نعمت  خیلییی بزرگ این چند سال خود اموز شدن هست.. در حدی که دیگه نمیتونم تصور سر کلاس رفتن رو داشته باشم.. چطور در توانم بوده که این همه مدت این همه حکومت های دیکتاتورهای کوچک  دو ساعته رو تحمل کنم :))

  • روزالیند فرانکلین
  • ۰
  • ۰
Image result for on your own
یه جایی از سریال فرندز هست که بعد از وضع حمل ریچل.. جنیس که توی همون بیمارستان هست میاد به ریچل سر یزنه و حالشو بپرسه که قراره از این به بعد چیکار کنه... وقتی امیدهای واهی ریچل رو میبینه یه جمله خیلی قشنگ میگه:
                                                                                                     You are all on your own   
تو خودت هستی و خودت و خودت... خیلی جمله ساده ای هست اما کلید خیلی از موفقیت ها همین جمله هست.. اینکه نشینیم منتظر یه ناجی... خودت پاشو.. دستاتو بذار رویزانوهات .. یا علی بگو و پاشو... هیچ کی بهتر از تو و دلسوزتر از تو برای کارهات نیست...
اگه به این باور برسیم که فقط خودمونیم که میتونیم خودمون را از این وضعیت نجان بدیم خیلی از مشکلات حل میشه...

من دارای یک سیکل معیوب هستم در زندگی.. وقتی سختی یه کار رو از توانایی خودم بزرگتر میبینم خیلی ناامید میشم.. و دنبال ناجی میگردم... گاهی حتی دست روی دست هم نمیذارم و دارم تلاش میکنم اما خوب تمرکز نمیکنم...و هی بیشتر ناامیدتر میشم و از این امید واهی خارجی به اون امید واهی خارجی میپرم..باورم میشه که مشکلم خیلی بزرگه و خودم واقعا از پسش برنمیام..اما بعد مدتی یه جایی میرسه که خسته میشم.. از زمین و زمان ناامید میشم و به خودم ایمان میارم که باید انجامش بدم و میتونم.. از این سیکل معیوب میزنم بیرون. میبینم که راه حل همون جلوی چشمم بوده و من اصلا دقتی نکردم....  قهرمان خودم میشم و بهترین خودمو ارایه میدم .. شاید فکر کنین که چه حس خوبی.. اما واقعا حس خوبی نیس.. میفهمی چقدر توانا هستی و چقدر به بطلالت گذروندی وقتت و انرژیت رو.. و حس موفقیت رو برات اسپویل میکنه..
راه حل چیه: جمله بالا رو همیشه با خودت تکرار کن و به این باور برس که تنها خودت و خدای خودت هست که میتونه بهت کمک کنه نه هیچ کس دیگه...

پی نوشت: امروز یه روز فوق العاده ناامید کننده داشتم.. از اون روزا که اتفاق خاصی نیفتاده اما حالت فوق العاده بده و ناامیدی.. دیدم انرژی ریزی دارم (بر وزن خونریزی:)) یکم فکر کردم و جملات بالا رو نوشتم... همون موقع یک نفر کلیدی بهم زنگ زد و امیدواری های خوبی بهم داد...
پی نوشت دوم: حتی اگه به یه سری چیزا هم باور نداشته باشی اما هم زمانی بعضی وقایع گاهی خیلی برات لذت بخشه... خیلی


  • روزالیند فرانکلین
  • ۰
  • ۰
Image result for female hunting
عرضم به خدمتتون که یه کتابفروشی توی شیراز هست که من عاشقشم همیشه میرم سراغش و خیلی فضاش جالبه.. اصن شیک و مدرن  نیست.. کتابفروش ناشر بوده و خیلی قشنگ در مورد هر کتابی که دست میزنی داستانی داره یا خاطره ای مرتبط یا نگارنده و مترجم رو میشناسه.. فوق العاده هم خوش مشربه.. میری یه سر بزنی و کتاب نخری.. میای بیرون میبینی شونصد جلد کتاب دستته.. بسکه شیرین روایت میکنه و دلت میخواد بدونی توی این کتاب چی میگذره..خلاصه من و دوستم همیشه یه سرمی زنیم به اونجا.. ایشونم خیلی خوب ما رو میشناسه اسم و رسم و خانواده و تحصیلات و شغل و ...
یه دفعه از این دفعات که رفته بودیم اسفند بود و ما کلی کتاب خریدم با کد ملی پدر مادر بستگان.. و همه هم کتابای کلاسیک و فاخر...
رفتیم صندوق که حساب کنیم دو ستون کتاب گذاشتیم جلوش و ایشون هم تک تک کتابا رو برداشت و هی به به که وای چه کتاب بینظیری.. چقدر خوب انتخاب کردین و از این صحبتا.. پشت این ستون کتابها ما دو تا در حال کشمکش سختی بودیم و یه کتاب رو هی به هم پاس میدادیم... و هیچ کی حاضر نبود تقبلش کنه اما هر دو میخواستیمش.. اما نه به نام خودمون خریداری بشه.. وسط دعوا دیدیم یه دستی کتاب رو گرفت:)) نگو جناب ناشر چند لحظه به ما خیره شده و دیده جنگ تمومی نداره .. کنجکاوانه یه نگاه به عنوان کرد یه نگاه به ما و قهقهه زنان گفت بله حالا اینم یه نوع کتاب هست.
 عنوان کتاب :‌راهنمای ماهیگیری و شکار برای دختران :)))
 
پ.ن : بله کارگاه آموزشی هم داریم :))
  • روزالیند فرانکلین
  • ۰
  • ۰
Image result for ‫همه یا هیچ‬‎
همه یا هیچ یک خطای شناختی هست..خطای شناختی یا تحریف یه الگوی فکری اغراق شده هست که منطقی نیست و منطبق با واقعیتم نیست.. اما برای ما جا افتاده .. یعنی ما یه قانون غلط درآوردیم و سعی میکنیم بهش پایند باشیم.. نتیجه تفکر منفی میاد سراغمون و باعث انواع اقسام مشکلات مثل افسردگی اضطراب و ... هست.یکی از مهمترین  خطای شناختی تفکر همه یا هیچ یا همون all or none است.این تفکر یعنی من یا یک کاری رو شروع نمیکنم یا اگه شروع کنم تا یا مهدی میرم.
خود من اگه یک ساعت از اون چیزی که میخوام روزمو دیرتر شروع کنم اگه یکم تمرکز نداشته باشم اینقده خودمو سرزنش میکنممم... قبلنا وضع بدتری داشتم ... روزایی که تا ساعت یازده کار داشتم و دانشگاه نیومدم اون روز رو کاملا نمیومدم ومیگفتم از فردا . بعد تمام بعد ظهر رو عذاب وجدان و استرس داشتم.. الان خیلی بهترم..اما هنوزم دارم تمرین میکنم... یا روزها و هفته هایی بوده که سعی کردیم رژیم بگیریم یا پرهیز کنیم از عادتی چیزی یا خودمون رو وادار به کاری کنیم با اولین تقلب خودمونو پاک میبازیم و اصن اون کاری که میخواستیم انجام بدیم رو به کل رها میکنیم. (که البته اینا ریشه در هدف گذاری بد و عزت نفس هم داره)
 این تفکر به مادر پدرایی که ما رو ایده ال گرا بار آوردند و تصویر ذهنی متفاوت ما از پیروزی برمگیرده... کسی که فرد موفقی ندیده و نمیدونه یه آدم موفق برای پیروزی صد بار شکست میخوره معلومه که از دور همه چی رو خوب میبینه.. فکر میکنه هیچ شکستی نیست و برای اینکه تاب دیدن شکستاشو نداره دست به هیچ چیزی نمیزنه.. رابطه با آدما هم همینه.. ما یا با یکی فوق العاده خوبیم یا اگه کوچکترین چیزی دیدیم ازش یا بحثی شد بینمون پرتش میکنیم به زباله دونی... این قضیه شاید در مورد آدمای معمولی دور و بر خیلی حیاتی نباشه اما در یه رابطه عاطفی چطور؟؟ با این تفکر اولین خطا منجر به طلاق میشه..
میخوام بگم این تفکر اشتباه میتونه همه جا ریشه بزنه و زندگی رو نابود کنه.. تا دیر نشده اصلاحش کنیم.
  • روزالیند فرانکلین
  • ۰
  • ۰
Image result for social media
من عضو تعداد زیادی از شبکه های اجتماعی هستم. مثلا  از اوایل 2007 عضو فیس بوک هستم.. یعنی دقیقا اوایل عضو گیری اون.. اون وقتا هیج ایرانی نبود و چقدر فضا خوب بود... بعد که سر و کله سایر هم وطنا پیدا شد من رها کردم اونو.
عضو linkedin بودم و کلی پروژه هامو با اون جلو بردم بعد یه مدت سر نزدم رفتم دیدم پر متن سیاسی و جک و غیره به زبان فارسی شده... اونو هم گذاشتم کنار
pinterestرو بسیار دوست داشتم و الان بازش کردم دیدم هموطنا دارن یک تنه اونجا و فضای اونجا رو هم به حیاط خلوت خونه شون تبدیل میکنند.
اینستا رو هم که کلا توی دست گرفتن.
لطفا soundcloud و researchgate رو نگه دارید برامون.
  • روزالیند فرانکلین
  • ۱
  • ۰

Image result for ‫ای نسیم سحر آرامگه یار‬‎

ای نسیم سحر آرامگه یار کجاست

منزل آن مه عاشق کش عیار کجاست

شب تار است و ره وادی ایمن در پیش

آتش طور کجا موعد دیدار کجاست

هر که آمد به جهان نقش خرابی دارد

در خرابات بگویید که هشیار کجاست

آن کس است اهل بشارت که اشارت داند

نکته‌ها هست بسی محرم اسرار کجاست

هر سر موی مرا با تو هزاران کار است

ما کجاییم و ملامت گر بی‌کار کجاست

بازپرسید ز گیسوی شکن در شکنش

کاین دل غمزده سرگشته گرفتار کجاست

عقل دیوانه شد آن سلسله مشکین کو

دل ز ما گوشه گرفت ابروی دلدار کجاست

ساقی و مطرب و می جمله مهیاست ولی

عیش بی یار مهیا نشود یار کجاست

حافظ از باد خزان در چمن دهر مرنج

فکر معقول بفرما گل بی خار کجاست

  • روزالیند فرانکلین
  • ۰
  • ۰
Related image
یه پست در مورد اینکه دکترا بخونیم یا نخونیم داشتیم در ادامه همون پست میخوام برای کسانی که تصمیم گرفتند دکترای داخل بخونن در مورد آزمون یه توضیحاتی بدم.
من زمانی که داشتم برای کنکور میخوندم تز ارشدمو هم زمان باید انجام میدادم و متمرکز درس نخوندم. نمیتونم دقیق بگم از کی شروع کردم و چقدر درس خوندم اما میتونم بگم خوب و عمقی خوندم... و خوندن برای کنکور دکترا یکی از مفیدترین ساعات مطالعه من بوده.
روزمو جوری تنظیم کرده بودم که میرفتم دانشکده کارای تزمو انجام میدادم بعداز ظهرها معمولا میرفتم کتابخونه و مطالعه میکردم.. هر چی به زمان کنکور نزدیکتر میشدیم ساعات مطالعه من زیادتر میشد تا جایی که سه هفته مونده به کنکور از استادم اجازه گرفتم و فقط برای کنکور خوندم... اون سه هفته از ساعت 8 صبح تا 9 شب درس میخوندم . .. البته همه این ساعتها مفید نبود..من یادمه اینقده حوصله م سر میرفت که حتی بینش نشستم سریال " خانه ما" تماشا میکردم... یعنی شده بود جز عادتهای روزانه که هر روز یه قسمت از این سریالو ببینم :)) اما حس و حال خوبی داشتم.
اولین کاری که باید انجام بدین اینه که با دانسته های الان، که شاید حتی شروع هم نکرده باشین به خوندن و چیزی یادتون نباشه از درسها .. نمونه سوالهای دو سال گذشته رو پیدا کنین و سعی کنین حلشون کنین... این قضیه حیاتی ترین مساله در روند خوندن هست... و نکته حیاتی ش هم اینه که ابتدای خوندنتون شروع کنین به انجام این تست نه دو روز مونده به کنکور (مشابه کنکور سراسری و کتابهای زرد عمل نکنین).. دلیلش خیلی ساده هست... ما در دانشگاههای مختلف و تحت آموزش افراد مختلفو با رفرنس های مختلفی درسها رو پاس کردیم و گذروندیم..  مخصوصا در دوران ارشد تفاوت سرفصل ها خیلی زیاددد میشه..برخی مفاهیم رو اصلا ممکنه به شما آموزش نداده باشند.. همون ابتدا باید بدونید که چه سرفصل هایی در کنکور میاد.. کدوما رو بلدین و با یادآوری و خوندن از پسش بر میایند و کدوما رو باید به شکل یک درس جدید بخونید.
ما درسهای اختصاصی داشتیم و زبان و هوش و استعداد.
درصد اختصاصی من خیلی بالا بود.. اون زمان تقریبا 70 درصد اینا زدم اختصاصی رو که نسبت به زمان خودم و درصدهای بقیه خیلی خوب بود.... چیزی که منو از رتبه برتری انداخت درصد زبان بود... چون هیچ سرمایه گذاری انجام نداده بودم و حدود بیست درصد زدم که خب جای تلاش خیلی بیشتری داشت اگه سر جلسه مدام به آموخته های کانون زبان دوره راهنمایی و دبیرستان مراجعه نمیکردم :)))
برای زبان نمیتونم توصیه ای کنم جز اینکه بگم روزانه دو ساعتی براش وقت بذارین و بخونین .. درصد بالای زبان خیلی کمکتون میکنه.
برای هوش من یه کتاب مدرسان شریف خریده بودم که بد نبود.. یه سری سوالای روتین میاد که شما رو باهاش آشنا میکنه.. خوبه قبلش دستتون راه افتاده باشه ونمونه ها رو دیده باشین.
به نظرم برای هوش و زبان به اندازه معقول از حالا سرمایه گذاری کنید اما بیش از حد مانور ندین روش.. چون یه نقطه بهینه دارند و نمیشه توی سه ماه شما بلندپروازی کنین و به درصد بالا برسید.. اما در عوض هر چی روی اختصاصی سرمایه گذاری کنید به صورت تابع نمایی جواب میگیرید (یعنی خطی نیست و خیلی بیشتر از حد تلاش نتیجه میگیرید)
در مورد درسهای اختصاصی هم باید بگم من هیچ وقت از روی جزوه درس نمیخوندم... هیچ وقت.. از سال اول دانشگاه همیشه کلی جزوه های قشنگ مینوشتم اما تعداد درسهایی که از روی جزوه رفتم جلو اندازه انگشتای یک دست هم نیست.. و به نظرم کار خوبی انجام دادم. شما توی جزوه مفاهیم رو نمینویسی اما توی کتاب همه چیز توضیح داده میشه.. فرصت اینکه پایه منطقی ذهنتون رو برای اون درس آماده کنین از دست ندین و از روی منابع اصلی اونهم با زبان انگلیسی مطالعه کنید..  زبان فارسی متاسفانه در انتقال مفاهیم سنگین درسی خیلی ناکارآمد هست و بعضی جاها حتی مفاهیم رو اشتباه منتقل میکنن. (من عاشق زبان فارسی هستم اما باید کتابهای ترجمه شده رو بخونید تا بفهمید من چی میگم.)
در مورد آزمون دکترا هم همین کار رو انجام دادم یعنی از روی متون زبان اصلی خوندم... اما  رفرنس هایی که قبلا خونده بودم رو انتخاب کردم که وقتم هدر نره و من باهاشون آشنا باشم.. یه جاهایی تمرین حل کردم حتی (باورتون نمیشه اما کلی از سوالای کنکور از روی کتاب رفرنسی که خوندم و تمرینهای اون بود و من قبل کنکور مطمین بودم که از این فصل فلان تمرین سوال کنکوره)... کتاب تستها های ارشد رو نگاهی انداختم(فقط نگاه).. خلاصه نویسی کردم (دوستان خواهشا خلاصه نویسی کنید  نه هر چیز نویسی).
نکته به شدت مهم اینه که طراح سوالات کنکور اساتید با تجربه و کله گنده دانشگاههای خوب تهران هستند... بیاین بحثی سر عادلانه بودن یا نبودنش نکنیم و به عنوان یه حقیقت ازش استفاده کنیم. خب پس در قدم دوم برید استادای خفن دروس اختصاصی رو پیدا کنید و حتمااااا جزوه مربوط به اون درس رو کپی بگیرید... یه نگاهی به سر فصلها بندازید و با سوالهای کنکور مقایسه کنید .. در این مرحله متوجه تشابه بسیار زیاد سرفصلها و سوالها میشید... در واقع یکی از معضلات آزمون دکترا اینه که شما ممکنه ندونسته کتاب یا رفرنسی بخونید که سالهای نوری با اون کتاب مورد نظر طراح فرق داشته باشه و با وجود زحمت زیاد نتیجه ای حاصل نشه. .. این مرحله جلوی همچین اشتباهی رو میگیره ضمن اینکه مطمین باشید نصف سوالها از همون جزوه های مذکور هست.
از روی جزوه سرفصلها رو بخونید سوالها رو نگاه بندازید و جلو برید.. برای دوستانی که میبینن سرفصلهای جزوات کاملا متفاوت هست با چیزی که خودشون در دانشگاه یاد گرفتند بهتره که کتاب معرفی شده توسط استاد خفنا رو بخونن و بعد جزوه ش رو بخونن.
تا اینجا شما مطالب رو یاد گرفتین و تمرین کردین .. اگه امتحان پایان ترم بود خیلی هم خوب میتونسین نمره بگیرین. اما ویژگی درسهای اختصاصی این هست که به راحتی به خاطر سپرده نمیشن و نیاز به تکرار بسیار دارند.. همینه که یه نفر با کسب نمره خوب نمیتونه در آزمون موفق باشه... پس باید چیکار کرد؟ تکرار مداوم
من اون سه هفته ای که از استادم اجازه گرفتم رو اختصاص دادم به تکرار دروس به روش لایتنر.. نه اینکه بشینم و کارت درست کنم اما سعی کردم به روش لایتنر نکاتی که نوشتم رو مرور کنم.
1-2-4-8-16-32-64
این اعداد چی هستند. اینا بر اساس تابع نمایی نوشته شدند و گفته میشه اگر مطلبی رو بر اساس این بازه زمانی مرور کنید هیچ گاه فراموش نمیکنید. من سعی کردم بر این اساس مرور کنم.. به خصوص که رشته من فنی هم هست و  کلی فرمول بود که باید بلد میبودم و کمک بزرگی بود بهم.


  • روزالیند فرانکلین
  • ۱
  • ۰

Related image

بلهههه.. رزولوشن امسال انجام کارهای ناتمام و انجام یه سری کارهایی بود که همینجور مدتها بود توی لیست مونده و من وحشت دارم انجامشون بدم.. امروز یکی دیگه از این لیست خط خورد... من برای اولین بار در عمرم رفتم باشگاه..

همیشه باشگاه رفتن برای من خیلی سخت بود... خیلی .. من از کار کردن با دستگاه در کنار یه سری ادمای خوشگل و خوشتیپ و یه سالن پر از آینه به شدت می ترسیدم... میترسیدم که توی آینه چند کیلو اضافه وزنمو ببینم و با دیگران مقایسه کنم و خودمو سرزش کنم... من با خودم خیلی نامهربون بودم دیگه روزالیند درونم طاقت سرزنش بیشتر رو نداشت و خیلی موذیانه تلاش میکرد نذاره برم.. حقم داشت.. برای زنده موندن نیاز داشت نذاره من دعواش کنم

حدود ده سال پیش برای اولین بار رفتم روی تردمیل با کله خوردم زمین و دیگه نزدیک هیچ باشگاهی نشدم.. از پارسال دانشگاه یه سالن خیلی بزرگ رو مجهز کرده به بهترین دستگاههای بدنسازی و مخصوص خانوما... از پارسال تا حالا درگیرم با خودم.. امروز با یکی از هم دوستام رفتم تا محیط رو دیدم یه ترسم به ترسام اضافه شد... این دستگاهها چه جوری کار میکنن؟

آیا ترسیدم؟؟ بله.. خیلی.. آیا از توی آینه که به خودم نگاه میکردم لذت میبردم؟ اولش فقط زشتی ها و ایرادها رو میدیدم .. بعدش اما یه جفت چشم براق دیدم که از خوشحالی داره برق میزنه.. من بعد سالها به یکی از ترسام فایق اومده بودم.. باشگاه رفتن شاید برای خیلی ها عادی و روتین باشه.. اما این غلبه بر خودکم بینی من بود که مهم بود.. نترسیدم و خودمو در معرض دید و قضاوت بقیه قرار دادم.. چرا این همه مدت خودمو زجر دادم؟؟ چند مورد مشابه دیگه در زندگیم به خاطر ملت پا پس کشیدم؟؟

یه جایی همون اوایل تایم دیدم من حتی از ترس نگاههای بد دیگران بهشون نگاه هم نمیکردم.. دیدم باز دارم روزالیندمو محکوم میکنم باز عصبانی هستم... همین طور که توی آینه نگاه میکردم و فحش میدادم فقط به چشمام نگاه کردم خودمو تحسین کردم به خاطر هی چی که هستم... بعد یه خنده نشست روی صورتم... و بعد یه انرژی خوب درونمو گرفت... خودمو با مهربونی برانداز کردم.. سرعتم بیشتر شد... اشتیاقم.. ناخوداگاه چشمم افتاد به افراد کناری.. بهشون لبخند زدم .. اونا هم به من.. حالا من یه تپل دوست داشتنی خنده رو بودم...

حس میکنم باید این قدر خودمو دوست داشته باشم و با خودم مهربون باشم که نیازی به تایید دیگران نداشته باشه.. که یه موقع هایی که به نفعمه و میدونم کار درست چیه اگه حس کنه قراره در نگاه بقیه بد به نظر بیاد پا پس نکشه.. باید میزان توجه ای که از من میگیره بیش تر از دیگران باشه تا خیانت نکنه.. خیلیم بیشتر باشه به هر حال کودکه جذب کسی میشه که بیشتر بهش توجه بشه و تایید بگیره.

  • روزالیند فرانکلین
  • ۰
  • ۰

Image result for matcha latte

دعوتتون میکنم به نوشیدن یه چای ماچای لته وانیلی

  • روزالیند فرانکلین