دست نوشته های روزالیند فرانکلین

چه فرقی داره روزالیند باشم یا شاخه نبات حافظ یا معشوقه سعدی :)

دست نوشته های روزالیند فرانکلین

چه فرقی داره روزالیند باشم یا شاخه نبات حافظ یا معشوقه سعدی :)

نگارنده در مورد مطالبی که ادعا میکند هیچ ادعایی ندارد چه برسد به این سطور که هیچ ادعایی در موردشان ندارد.:)

  • ۱
  • ۰

Image result for ‫کتاب توتوچان‬‎

سلیقه کتابخوانی ما به شدت داره طبق نظر اینفلوئنسرها تغییر میکنه.. ایسنتا رو که باز میکنی انگار همه یه کتاب رو خوندن و دارند دست به دست میکنند. و این بده... چون پشت پرده هایی داره که ما ازش خبر نداریم. برخی از مترجم یا نویسنده ها برای تبلیغ کتابشون به سراغ افراد مشهوری میرند که چند هزار خواننده دارند. شما عکس اینستا رو میببنی و در مغزت حک میشه میری کتابفروشی ناخوداگاه اسم اون کتاب میاد توی ذهنت همونو میخری میای و شاید حتی ندونی داری گول یه بازی تبلیغاتی رو میخوری و خیلی از کتابهای خوب بدون خوندن از چرخه چاپ حذف میشوند. در راستای معرفی کتابهای خوب میریم که داشته باشیم کتاب توتوچان رو...

این کتاب رو یه  دوست عزیز بهم معرفی کرد که دغدغه اموزش داشت و وقتی متوجه شد که منم کیفیت معلم بودن و مدرسه برام مهمه بهم دادش که بخونمش... کتاب راجع به یه دختر شر و شیطون هست به اسم توتوچان که توی یه مدرسه ژاپنی درس میخونه.. مدیر اونجا روشهای خاصی رو داره برای تربیت و بچه ها حسابی از مدرسه شون خوششون میاد.

به شدت پیشنهاد میشه که بخونینش. حتی اگه مادر پدر یا معلم نیستید حتما از شیطنت های توتوچان لذت میبرید. :)

  • روزالیند فرانکلین
  • ۰
  • ۰

Nutella truffles: 14 ounces semisweet or dark chocolate, 1/2 cup chocolate hazelnut spread (Nutella), 1/3 cup heavy cream, 1 teaspoon vegetable or canola oil.

  • روزالیند فرانکلین
  • ۱
  • ۰

هواتو کردم

Image result for ‫یک تکه بهشت در مشهد است‬‎

  • روزالیند فرانکلین
  • ۰
  • ۰

الخیر

Related image

  • روزالیند فرانکلین
  • ۰
  • ۰
Related image
 از تجریش تا چهارراه ولیعصر حدود چهار ساعتی واسه منی که آروم راه میرم هست.. اگه تنها باشم اصلا به اطراف نگاه نمیکنم... میرم توی لاک خودم و به خودم فکر میکنم.و چون طولانی و پشت سر هم می تونم  فکر کنم و چیزی حواسمو پرت نکنه کلی از تصمیمای مهم زندگیمو در زمان پیاده روی توی این خیابون گرفتم.. کلی وقتا توی همین خیابون بغض کردم و خندیدم.. به خودم فکر کردم و به آینده . امروزم یکی از همون روزا بود... که کلی فکر کردم تصمیم گرفتم و پایانی بود بر دوره افسردگیم.
فصلها که عوض میشن بیقرار میشم...حس میکنم چیزی تغییر کرده و من چرا ساکن موندم.. هی میرم پیاده روی.
از یک سال گذشته یه سری تغییرات بیرونی رخ داد  که منجر به عزلت نشینی من شد و باعث شد تمرکز بیشتر بر روی خودم باشه..  .. تابستون  محیطم عوض شد تنهاتر شدم.. خودخواسته.. به یه آرامش نسبی رسیدم..یکم اطلاعات کسب کردم.. برگشتم دانشگاه و طوفان شد درونم... به معنای واقعی کلمه..گردبار سهمگینی بود.. هیچ وقت این همه مدت حالم بد نبود..به ظاهر سرد بودم و روابطم روی هایبرنیت.. اماسی پی بو صد در صد در حال کنکاش درون بود... چند هفته فکر و تلاش و اشک و مجاهدت بالاخره نتیجه داد و نتایجی که باید به دست اومد و امروز تتمه این حال بد با پیاده روی طولانی بیرون ریخت. کم کم نتایج فکرامو اینجا مینویسم که مسیر ذهنم ثبت شه.
تا نیمه های اول زندگی شادیت بیشتر حاصل دستاوردهای بیرونیته.. یه جایی به بعد  دیگه ثابت میشی و  دستاوردهای شاخص تموم میشن.. تحصیل.. کار... ازدواج.. فرزند.. و این معمولا توی چهل سالگی اتفاق می افته.. اون زمان دچار بحران میشی... دیگه میبینی چیزی از بیرون خوشحالت نمیکنه.. افسرده میشی.. مغموم میشی.. میری یه گوشه دنج میشینی.. و فکر میکنی به مفهموم شادی.. زندگی و رضایت درونی.. این سوال فلسفی چرایی زندگی که مدتها در نوجوانی اومده بود و با شور  و مشغله جوانی گم شده بود  دوباره میاد رو .. گاهی بعضیا فکر میکنن دیگه جایی واسه ادامه نیست و به نیستی خودشون میرسن.. تا حدی این تفکر درسته.. یه چیزی باید تموم شه اما اون زندگیت نیست ازدواجت نیست شغلت نیست... اون تفکر و هدفته که تا این زمان باهاش زیست کردی.. اونه که باید نیست بشه و یه تفکر جدید جاشو بگیره..سفر بیرونیت تموم میشه و سفر درونیت آغاز میشه و این نقطه عطف زندگیت میشه... البته برای اینکه به همین جا برسی که باید درونت رو کنکاش کنی و سفر درونیت رو آغاز کنی شاید ماهها یا سالها طول بکشه و یا شاید مثل بعضیا مدتهای مدیدی در این وادی بمونی یا  هیچ وقت ازش خارج نشی.. نوع تفکر و آدمایی که مشورت میگیرین ازش توی این مرحله خیلیی مهمه.. مسیر رو کلا عوض میکنه..
و این سفر درونی و این نحوه تغییر زیست خیلی زیباست.. من به شدت منتظرم که آغازش کنم.. امروز برای اولین بار از میانسالی خوشم اومد.. باورش برای خودمم سخت بود.. من همیشه از پیر شدن میترسیدم.. از یکنواختی زندگی. امروز فهمیدم چرا میترسیدم.. چون فکر میکردم پایان سفر بیرونی یعنی نیستی.. دیگه هیچ چیز جدیدی نیست . الان فهمیدم هر چی در جوانی کسب میکنی توشه ای هست برای طی طریق سفر درونیت.. و اونجا هست که تازه زندگی آغاز میشه و مزه زندگی اتفاقا همونجاست... مثل وقتی هست که داری غذا میپزی و بدو بدو میکنی و بعد میای سر صبر میشینی و تازه اینجاست که داری زندگیت رو مزه مزه میکنی و میفهمی چی شده و چقدر این قسمت زندگی مزه دار و خوشمزه خواهد بود.
در  این مرحله خیلی از مفاهیم زندگی میتونه باعث تفکرت بشن و  لنگرات میشن برای گذشت از این مرحله سخت. و  بازسازی همین مفاهیم هستند که جزیی از سفر درونیت میشن..
روی این مفاهیم بعدها صحبت میکنم.
پ.ن: برای بعضیا به یه دلایلی این سفر زودتر یا دیرتر آغاز میشه.. نیاین بگین عهه مگه تو چهل سالته؟ تصویر ذهنیمون ازت به هم ریخت :))


  • روزالیند فرانکلین
  • ۰
  • ۰

Related image

سریال the Marvelous Mrs. Maisel، خانم میزل شگفت انگیز رو ببینید.. موزیکال و کمدی.. در مورد یه دختر 26 ساله هست.. ازدواج کرده بچه داره.. یهودیه.. در نیویورک زندگی میکنه در سال 1958.. جز طبقه بالای جامعه هست. اما در طی یک شب زندگیش زیر و رو میشه. استعدادش شکوفا میشه و عالیه.

اسپویلش نمیکنم.. فصل یک اومده.. بسیار پرجایزه شد.. فصل دوم هم آذر میاد.. فصل سه در حال ساخته.

  • روزالیند فرانکلین
  • ۰
  • ۰

Image result for master of none

نام: master of none

دسته: در نبینیدها قرارش بدهید

دلیل: بسار چرت و کلیشه ای هست و یه سری از شوخی های آبکی امریکایی دارد. داستان بسیار تکراری هست. روند داستان بسیار کند هست. همه هم شکر خدا سردر گم هستند.

امتیاز : 8/3 ( واقعا چرا؟)

  • روزالیند فرانکلین
  • ۰
  • ۰

والس زندگی

Related image

 من عاشق رقص والس هستم... نه اینکه بلد باشم اما از دیدنش کیف میکنم... یا پاتیناژ.. توی هر دوی اینا خانم نقش اصلی رو داره و آقا حمایتش میکنه که بتونه حرکاتش رو انجام بده.. محدودش نمیکنه بهش فضا و میدان میده و پابه پا همراهیش میکنه... اگه آقاهه مربی رقص خوبی باشه پایه تمامی رقصای تو هست.. خیلی خوب هندلت میکنه.. دستاش توی دستته و لحظه ای چشم ازت برنمیدارهوو ریتم عوض کنی ریتمش عوض میشه.. تند بشی تند میشه.. کند بشی کند میشه.. اگه متوقف بشی اونم متوقف میشه ... می ایسته اما هنوز دستاش توی دستاته...

قیاس خوبی نیست اما میشه گفت زندگی همون رقص های دو نفره ماست .. رقص دو نفره ما و خدا... داره بهمون یاد میده چطور برقصیم.. پایه مون میشه .. یادمون میده.. رهامون نمیکنه... حرکات خودتو داشته باش و توکل کن که دستاش همیشه توی دستاته.. که زمین نمیخوری.. اینجوری حرکاتت زیباتر نمیشه؟

Related image


  • روزالیند فرانکلین
  • ۰
  • ۰

Image result for dementor

یه موجودی هست توی هری پاتر به اسم دیوانه ساز.. این دیوانه سازها از خوشبختی و شادی انسانها تغذیه میکنند یه جورایی sink انرژی مثبت هستند. و فضای اطرافشون رو پر از غم و اندوه میکنند. 

به نظرم خانم رولینگ خیلی خوب افسردگی رو با این موجودات خیالی جایگزین کرده و فرآیندش رو توضیح داده...

نداریم وجودمون از امید خالی باشه. دنیای بیرون هیچی نیست.. همه دنیا درون ماست. احساس ما هست که به اتفاقات بیرون رنگ میده. مراقب دمنتورهای اطراف و افکار مخرب باشیم. مراقب خودمون باشیم

پ.ن : اینقده گند خورده به کلمه امید که آدم رغبت نمیکنه ازش استفاده کنه.

  • روزالیند فرانکلین
  • ۱
  • ۰

Image result for ‫انتشارات هاشمی میدان ولیعصر‬‎


کتابفروشی انتشارات هاشمی.. ضلع جنوب شرقی میدان ولیعصر... روبروی سفارت عراق.

دلیل انتخاب: تنوع بالا.. کلاسیک و قدیمی بودن (از سال 60 پابرجا هستند).دکور چوبی چشم نواز. برخورد مناسب.. راهنمایی های خوب در مورد کتاب. در یک کلام فروشنده هاش این کاره هستند.. نه اینکه یهو تب روشنفکری برداشتن و کتابفروشی و کافه رو با هم ادغام کرده باشند و هیچی در مورد کتابها ندونن :).

اون نردبون که در انتها هست خیلی نوستالژیکه.. همش منو یاد زنان کوچک میندازه.. که جو اون بالا مینشست و کتاب میخوند.

پابرجا موندن کتابفروشی ها منوط هست به خرید ما از اونا... امیدوارم در این اوضاع مالی کتابفروشی ها سرپا بمونن. بیاین سرپا نگهشون داریم.


  • روزالیند فرانکلین